Drvahid.rezania

Drvahid.rezania Civil engineer
طراح/ناظر/مجری /پایه یک
Dr(phd)petro
فعالِ: عمرانی_پژوهشی_اقتصادی_اجتماعی
آموخته ایم،دراین سیاره یِ رنج صبورترینِ انسانهاباشیم.آوینی

22/09/2025
نگو من خوبم، خوب باش. نگو من بزرگم، بزرگ‌منشانه رفتار کن. با بالانشینی و خودت را برتر از دیگران نشان دادن و توقع احترام ...
27/08/2025

نگو من خوبم، خوب باش. نگو من بزرگم، بزرگ‌منشانه رفتار کن. با بالانشینی و خودت را برتر از دیگران نشان دادن و توقع احترام و "خدمت" داشتن، بزرگ نمی‌شوی؛ از چشم‌ها می‌افتی و کوچک می‌شوی...
اگر تلاش و موفقیت و پیشرفتی بوده، برای خودت بوده و روی رفاه و ارتقای جهان خودت تاثیر داشته؛ دیگران جز اخلاق و کردار درست، از تو چیز بیشتری دستگیرشان نمی‌شود و قرار نیست کسی بابت تلاشی که برای اهداف شخصی‌ خودت داشته‌ای، تو را برتر از خویش بداند و از تو قدردانی کند!!!
ما مردمان یک دهکده‌ایم، هرکدام به مزرعه‌‌های خودمان سر می‌زنیم و مشغول کشت و کار می‌شویم، یکی بیشتر می‌کارد و بر می‌دارد و یکی کمتر، اما هیچ‌کس هنگام بازگشت، از دیگران توقع قدردانی و احترام ندارد! هرچه داری برای خودت داری و هرچه کاشته‌ای برای خودت کاشته‌ای...
در خانه ای که آدم ها یکدیگر را دوست ندارند،
بچّه ها نمی توانند بزرگ شوند!
شاید قد بکشند، امّا بال و پر نخواهند گرفت!
-

کسی که با خودش صلح است، با دنیا و آدم‌ها نمی‌جنگد!!!
If you believe strongly in something, don't be afraid to fight for it. Keep going. In time, things will fall right in place.

اگر به چیزی اعتقاد قوی دارید،
از جنگیدن برای آن نترسید.
ادامه دهید، با گذشت زمان،
همه چیز در جای خود قرار خواهد گرفت...

خودم را با چندسال قبلم قیاس کردم؛ قوی‌تر شده‌بودم، پخته‌تر، فهمیده‌تر، عاقل‌تر...چرا؟ چون دیدم درست‌ در همان‌ موقعیت‌های...
30/07/2025

خودم را با چندسال قبلم قیاس کردم؛ قوی‌تر شده‌بودم، پخته‌تر، فهمیده‌تر، عاقل‌تر...
چرا؟ چون دیدم درست‌ در همان‌ موقعیت‌هایی که قبلاها از کوره در می‌رفتم و فریاد می‌زدم، حالا صبوری به خرج می‌دادم و سکوت می‌کردم. چرا؟ چون مدت‌ها بود که دیگر به‌جای آنکه زمانم را وقف فکرهای بیهوده و جنجال‌های بی‌نتیجه کنم، کار می‌کردم و در مسیر تلاش بودم و زمان و انرژی اضافه‌ای برای چسبیدن به هیچ حاشیه‌ای نداشتم!
چرا؟ چون برخلاف سال‌های قبل که تصمیمات عجولانه می‌گرفتم و ناشیانه به آدم‌ها و اتفاقات و کنش‌ها، پاسخ می‌دادم، حالا چقدر فکر شده‌ پیش می‌رفتم و چقدر سنجیده‌تر و درست‌تر اقدام می‌کردم و دیگر اهمیتی نمی‌دادم، به مسائلی که هرچند آزاردهنده، اما فاقد اهمیت بودند.
آدم‌ها رشد نمی‌کنند و بهتر نمی‌شوند، مگر آن‌که خودشان خواسته‌باشند!!! خودم خواسته‌بودم تغییر کنم! خودم خواسته‌بودم آدمِ بهتری باشم! خودم از دل رنج‌ها برخاسته‌بودم و دست به زانو گرفته‌بودم و خودم رنجِ تمام سختی‌ها و مشکلات مسیر را به جانم خریده‌بودم و خودم با علم به تمامِ زخمی شدن‌ها جنگیده‌بودم و حالا فقط خودم بودم که می‌دانستم چه راه سختی پشت‌سر گذاشته‌ام تا به اینجا برسم و خودم بودم که می‌دانستم چقدر خسته و اندوهگینم و خودم بودم که باید خودم را در آغوش می‌گرفتم...
گفت چقدر تغییر کرده‌ای! انگار این چندسالی که ندیدمت با چیزی فراتر از توانت جنگیده‌‌‌ای، یا در مسیری دویده‌ای که تمایلی به بودن در آن نداشتی. نمی‌دانم اما تو تغییر کرده‌ای، کمتر لبخندمی‌زنی، بیشتر فکر می‌کنی، کمتر حرف می‌زنی و انگار شیطنت و سرخوشی سابق را نداری... گفتم: چیز مهمی نیست! فقط تو دیگر کودکانگی را در من نمی‌بینی؛ از این رو که من مدت‌هاست انتخاب کرده‌ام بزرگ شوم و از آن‌جایی شروع به بزرگ شدن کردم که ناچار شدم خودم زخم‌های خودم را ببندم، خودم اشک‌های خودم را پاک کنم، خودم خودم را تسکین بدهم و خودم پناه و تکیه‌گاه خودم باشم.
بیشترِ ما از یک‌جایی ناچار می‌شویم بزرگ شویم، با درد، اما بزرگ شویم، با رنج، اما بزرگ شویم، با نارضایتی، اما بزرگ شویم، زودهنگام بار مسئولیت به دوش بکشیم و با اوضاعِ خارج از تحملمان کنار بیاییم...
از یک‌جایی به بعد، مجبوریم سادگی و شیطنت و سهل‌انگاری‌مان را پشت نقابی از احتیاط پنهان کنیم و از کودکی و کودکانگی، دست برداریم... از یک‌جایی به بعد مجبوریم و آدمی درست از همان‌جایی زندگی برایش سخت می‌شود که
مجبور است...
زیبا باش و لبخند بزن. به خودت بی‌توجه نباش. دلم می‌خواهد خوشحال باشی. تو هرگز زیباتر از آن شبی نبودی که گفتی خوشحالی...

Address

Ansari
Astaneh

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Drvahid.rezania posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Shortcuts

Share